ولایت مطلقه فقیه
ولایت مطلقه فقیه
..............................................
ولایت :
ولایت یعنی سرپرستی ، صاحب اختیاری
ولی یعنی کسی که ولایت را عهده دار است ، صاحب اختیار
روایاتی در تایید و تاکید بر اهمیت نقش ولی فقیه در جامعه اسلامی :
قال الرسول (ص) :
الفقها ورثه* النبیا
*این جانشینی شامل حال بخشی از اوصاف نبی نیز میشود از این رو در زمان غیبت ولی فقیه را واسطه فیض الهی ( هم خیر دنیوی و هم خیر اخروی ) دانند
العلما امتی افضل من انبیا بنی اسرائیل**
**بنی اسرائیل : یوسف - موسی - داوود - سلیمان
و جعلنا للمتقین اماما***
***امام در مقابل امت ، به معنی پیشرو ، برگرفته از کلمه ام به معنی مادر یعنی کسی که جمعی را مادری میکند تا به هدفی برسد ، اخلاق و رفتاری مثل مادر دارد برای مثال : دلسوزی و ...
..............................................
مطلقه :
علی الاطلاق در چارچوب شریعت که لا زمان و لا مکان است و هم به صورت تکوینی و هم تشریعی
در نتیجه چون در چارچوب شریعت میگنجد وظیفه امت تبعیت محض است
برای گنجیدن حکم ها در چارچوب شریعت نیاز به علم اجتهاد است ( یکی از شرایط ولی فقیه ) چرا که علم اجتهاد یعنی استنباط احکام الهی از منابع اربعه ( قرآن - سنت - عقل و اجماع ) و از آنجایی که یکی از اهداف حکومت اسلامی برپایی احکام الهی است پس ولی فقیه به عنوان امام امت نیز همین وظیفه را بر دوش دارد پس لازم است تا بر علم اجتهاد مسلط باشد
..............................................
فقیه :
کسی که حکمت و فلسفه میداند
حکمت اشراف کامل اطلاعاتی است ! کسی که از بالا بر موضوعات نگاه دارد و اول و اخر و عاقبت ماجرا را میبیند و میتواند حکم بدهد بر خلاف دیگران که محدوده نگاهشان تنها بر حول موضوعات است و عاقبت اندیشی ندارند از این روست که میگوییم ولی فقیه باید مدبر باشد ( مدبر یعنی عاقبت اندیش مقابل متفکر که به معنی پرداختن به حول و هوش یک موضوع است . ولی فقیه مدبر و امت متفکرند )
فلسفه با منطق همراه است و منطق روش درست اندیشیدن است در نتیجه کسی که منطق میداند درست میندیشد پس ولی فقیه که به حکمت و فلسفه و منطق مسلط است هم درست میندیشد و هم مدبر است
..............................................
توضیح واضحات :
افقه : کسی که در علم فقه برترین است نسبت به سایر متخصصین در این زمینه
اعلم : کسی که بر مسائل روز اگاه تر است نسبت به سایرین
ولی فقیه باید اعلم باشد یعنی نسبت به سایرین به مسائل روز اشراف بیشتری داشته و از آگاهی بیشتری برخوردار باشد . تا در تصمیم گیری ها و صدور فرامین مربوطه دقیق تر عمل کند . همچنین برای حکم به احکام ثانویه
..............................................
نظر فقیهان دینی ( متخصصین این امر ) درباره ولایت امام خامنه ای :
آیت الله بهجت :
سال 68 برخی افراد به آقای بهجت گفتند آقای خامنهای برای رهبر شدن جوان است. ایشان در پاسخ این افراد، فرمودند: همان یک بار که گفتند علی(ع) جوان است، برای هفت پشتمان کافیست.
علامه فضل الله :
بنده یکی از ویژگیهای مهم حضرت آيتالله خامنهای را به روز بودن و درک پویای ایشان از امور میدانم ..... یکی از ویژگی های آیت الله خامنه ای این است که مرجعی آشنا با پیچیدگی های محیط اجتماعی هستند و مدل برخورد ایشان با مسائل اجتماعی برای همه علمای مسلمان و مصلحان دینی الگو است
آیت الله مصباح یزدی :
بنده برای هر مسئلهای سوگند نمیخورم، ولی با این حال؛ به خدا قسم، من نعمتی به عظمت نعمت وجودی مقام معظم رهبری در میان خود ندیدهام ......تقوا، روشنبینی، بزرگواری، دوراندیشی، حکمت و...، از جمله صفاتی است که خداوند همه را یکجا در وجود مقام معظم رهبری قرار داده است
شهید بهشتی :
دكتر سيد محمد بهشتي در سالهاي پيش از انقلاب ضمن تمجيد از شخصيت حضرت آيتالله خامنهاي پيش بيني كرده بود كه در آينده ايشان يكي از علماي موجه ملي و با نفوذ كشور خواهند شد
علامه بهلول :
در بین مردم به زهد معروفم ولی زهد آقای خامنه ای (مقام معظم رهبری) بیشتر از من است چرا که من چیزی ندارم و زهد می ورزم ولی آیت الله خامنه ای در مقامی هستند که می توانند داشته باشند و زهد می ورزند
آیت الله حسن زاده املی :
رهبر عظیم الشانتان را دوست بدارید . عالمی ، عادلی ، رهبری ، مومنی ، موحدی ، سیاسی ، دلداری ، رهبری ، انسانی ربانی ، پاک ، منزه که دنیا شکارش نکرده من جایی ( سراغ ) ندارم .... خدایا به حق پیغمبر و آل پیغمبر سایه این بزرگمرد ، این رهبر اصیل اسلامی ، حضرت ایت الله معظم خامنه ای را مستدام بدار . الهی امین . الهی امین . الهی امین . بعدد کلماتت امین
از آنجایی که خدا بر تمامی مخلوقات ولایت* دارد ٬ ولایتی خاص نیز از جانب او شامل حال انسان می شود .
یک نوع از ولایت خدا به صورت مستقیم بر انسان نزول می یابد که نجات یافتگی انسان از امور مضر برای او ٬ و پاره ای دیگر قرار گرفتنش در مسیر حرکت متعالی است که به واسطه حکمت خدا یا رحمتش و جوابیه در قبال رفتار های انسان در زمان حیات او شامل حالش می شود .
قسم دوم ولایت خدا با واسطه و از طریق پیامبر و در مرحله بعد ٬ توسط امام انجام می گیرد .
از آنجایی که عدالت خدا امری قطعی و قطع نشدنی است ٬ پس شرع و هم عقل سلیم معتقد است در زمان غیبت و کوتاهی دست شخص از حضور بی واسطه با امام ٬ ولایت مطلقه فقیه به عنوان جانشین امام معصوم در زمان غیبت معنا پیدا می کند .
وضعیت عدم تبعیت از ولایت مطلقه فقیه ؟
چون ولایت پیامبر و بعد از آن ولایت امام معصوم در راستای ولایت الله است و از طرفی ولایت مطلقه فقیه نیز ادامه و جانشینی بر ولایت امام در زمان غیبت ٬ از این رو کسی که ولایت مطلقه فقیه را نپذیرد ولایت الله را زیر سوال برده و تا حد شر ک به خدا پیش رفته است . در حدیثی از امام صادق (ع) نیز نقل شده که " اگر شخص علم به ولایت داشته باشد و آن را زیر سوال ببرد مقام او در حد شرک به خداست **"
ولایت فقیه ضد دیکتاوری است و برای آزادی انسان ها می باشد ؟
فقیه وسیله جاری سازی امور الهی در جامعه اسلامی است ٬ از این جهت که " الفقها امنا الرسول ( فقها امانت دار پیامبرند ) " و امانت پیامبر همان شریعت الله است که در زمان ایشان به دست خودشان بر مردم نزول می یافت . پس فقیه در این زمان نیز مطابق با احادیث و روایات به جاماده امانت دار میراث پیامبر یعنی شریعت است و شخص فقیه مجری امور الهی در زمین محسوب می گردد .
از طرفی دیکتاتور کسی است که از روی مصالح شخصی و در نظر گرفتن منافع فردی اقدام به صدور حکم می کند حال آن که ولی فقیه کسی است که مجری حدود الهی است پس نمی تواند از خود حکم بدهد از طرفی مطلقه است یعنی قابل اطلاق است تنها در چهارچوب شریعت . از این رو ولی فقیه هیچ صدور حکمی از سر منفعت و مصلحت شخصی ندارد پس فقط در چهارچوب شریعت و حدود الهی قدم برمی دارد و حکم صادر می کند از این رو ولایت مطلقه فقیه هیچ سنخیتی با دیکتاتوری ندارد .
اصلا چرا ولی فقیه ؟ چرا منتظر ظهور نمانیم ؟ چرا این مدت در زمان غیبت بدون رهبر نباشیم تا خود حضرت ظهور کنند ؟
عقل سلیم می گوید هیچ امتی بدون رهبر نمی تواند زندگی کند . دین مبین اسلام نیز بر این سخن شدیدا استوار است که حتی بین دو نفر ( زن و شوهر ) نیز برای جلوگیری از هرج و مرج و بروز اختلاف یک نفر را به عنوان مدیر کلی تعیین میکند ( مرد ) " مدیریت مرد به معنی کمتر بودن طرف مقابل نیست بلکه هدف دوری از هرج و مرج است و از ان جهت مرد انتخاب می گردد که احساسات کمتر از زن بر او غالب می شود " از این رو کاملا طبیعی است که در جامعه نیز به وجود شخصی برای رهبری جامعه نیازمند باشیم پس چه بهتر که رهبر جامعه اسلامی فقیه باشد تا در جامعه ای که مردم آن مسلمانند جکومت اسلامی بر پا کرده و خارج از دیکتاتوری و بر طبق منافع اسلامی و شریعت الهی به مدیریت مشغول باشد .
نعمت ولایت
۱)میدانیم که هر آن کس و یا هر آنچه واسطه ای باشد تا از جانب خدا خیری به ما برساند نعمت محسوب میگردد .
۲)طبق آنچه در بحث های گذشته گفته شد خدا به واسطه ولی فقیه٬هدایت را شامل حال ما گردانده .
۳)هدایت بزرگترین نعمت خدا برای انسان است
نتیجه : ولایت ولی فقیه ٬ در باطن نعمت است . چرا که واسطه ایست از جانب خدا که از طریق او نعمت هدایت شامل حالمان میشود . و ما با تبعیت از دستورات ولی فقیه که همان شریعت به ارث رسیده از پیامبر و امام معصوم است در واقع در صراط مستقیم گام برمیداریم .
ولی فقیه نعمت به حساب می آید . نعمتی که خداوند برایمان قرار داده تا از گمراهی در عصر غیبت در امان باشیم .
فلسفه زندگی ما : انا لله و انا الیه راجعون
بهترین راه بازگشت ما به سمت خدا همان راهی است که خود او برایمان تعیین کرده یعنی دین یا همان شریعت که به واسطه پیامبر و بعد از آن امام معصوم به ما میرساند .پس فلسفه نبوت و امامت نیز بر مبنای همان انا لله و انا الیه راجعون میباشد . از طرفی طبق آنچه در بحث های گذشته مطرح کردیم ولی فقیه در عصر غیبت جانشین و وارث پیامبر و امام است و ارث به جا مانده از نبی و امام چیزی جز همین شریعت نیست . پس برای آنکه بدانیم در راهی که مطلوب خداست و در انتها ما را به او میرساند قدم برمیداریم نیازمند تبعیت از ولی فقیه میباشیم .
ولی فقیه بر قانون اساسی ٬ در قانون شریعت
طبق آنچه در قوانین راهنمایی و رانندگی ذکر شده تابلوها و چراغ های راهنمایی و رانندگی تعیین کننده مسیر صحیح برای حرکت یک راننده محسوب میگردد و تخلف از آنها جرم محسوب شده و راننده مجازات میشود. اما با وجود چراغ و تابلوی راهنمایی ٬ دستور افسر بر چراغ و تابلوها مقدم است . چرا که افسر که علم کامل به مجموعه قوانین راهنمایی و رانندگی دارد و در ثانی از بیرون بر حرکات نظارت میکند بعضی اوقات مجبور است بنا بر مصلحت اشخاص دستور قانونی دیگری برای راننده بدهد حتی مخالف با آنچه که در آن موقع چراغ راهنما به آن دستور میدهد . دستورات صادره از افسر تنها در محدوده قوانین راهنمایی و رانندگی قابل قبول است . ولی فقیه نیز جایگاهی همچون افسر راهنمایی و رانندگی دارد . و قانون اساسی هم به مانند همان چراغ و تابلوهای راهنمایی و رانندگی است . ولی فقیه نیز میتواند در بعضی امور و از طریق در نظر گرفتن مصلحت مسلمین و جامعه اسلامی حکمی خارج از قانون اساسی بدهد . اما ذکر این نکته لازم است که این گونه حکم های صادره از طرف ولی فقیه تنها وقتی که در چهارچوب شریعت باشد قابل قبول است . بنا بر آنچه در بحث های پیشین گذشت از شرایط ولی فقیه اجتهاد و فقاهت است یعنی تسلط بر تمامی امور و احکام الهی و سیره معصومین . از این رو حکمی که ولی فقیه خارج از قانون اساسی صادر میکند چون با علم بر شریعت است قابل قبول و لازم الاجراست . از این روست که میگوییم ولی فقیه بر قانون اساسی و در قانون شریعت است و تبعیت از او واجب
..............................................
ولایت :
ولایت یعنی سرپرستی ، صاحب اختیاری
ولی یعنی کسی که ولایت را عهده دار است ، صاحب اختیار
روایاتی در تایید و تاکید بر اهمیت نقش ولی فقیه در جامعه اسلامی :
قال الرسول (ص) :
الفقها ورثه* النبیا
*این جانشینی شامل حال بخشی از اوصاف نبی نیز میشود از این رو در زمان غیبت ولی فقیه را واسطه فیض الهی ( هم خیر دنیوی و هم خیر اخروی ) دانند
العلما امتی افضل من انبیا بنی اسرائیل**
**بنی اسرائیل : یوسف - موسی - داوود - سلیمان
و جعلنا للمتقین اماما***
***امام در مقابل امت ، به معنی پیشرو ، برگرفته از کلمه ام به معنی مادر یعنی کسی که جمعی را مادری میکند تا به هدفی برسد ، اخلاق و رفتاری مثل مادر دارد برای مثال : دلسوزی و ...
..............................................
مطلقه :
علی الاطلاق در چارچوب شریعت که لا زمان و لا مکان است و هم به صورت تکوینی و هم تشریعی
در نتیجه چون در چارچوب شریعت میگنجد وظیفه امت تبعیت محض است
برای گنجیدن حکم ها در چارچوب شریعت نیاز به علم اجتهاد است ( یکی از شرایط ولی فقیه ) چرا که علم اجتهاد یعنی استنباط احکام الهی از منابع اربعه ( قرآن - سنت - عقل و اجماع ) و از آنجایی که یکی از اهداف حکومت اسلامی برپایی احکام الهی است پس ولی فقیه به عنوان امام امت نیز همین وظیفه را بر دوش دارد پس لازم است تا بر علم اجتهاد مسلط باشد
..............................................
فقیه :
کسی که حکمت و فلسفه میداند
حکمت اشراف کامل اطلاعاتی است ! کسی که از بالا بر موضوعات نگاه دارد و اول و اخر و عاقبت ماجرا را میبیند و میتواند حکم بدهد بر خلاف دیگران که محدوده نگاهشان تنها بر حول موضوعات است و عاقبت اندیشی ندارند از این روست که میگوییم ولی فقیه باید مدبر باشد ( مدبر یعنی عاقبت اندیش مقابل متفکر که به معنی پرداختن به حول و هوش یک موضوع است . ولی فقیه مدبر و امت متفکرند )
فلسفه با منطق همراه است و منطق روش درست اندیشیدن است در نتیجه کسی که منطق میداند درست میندیشد پس ولی فقیه که به حکمت و فلسفه و منطق مسلط است هم درست میندیشد و هم مدبر است
..............................................
توضیح واضحات :
افقه : کسی که در علم فقه برترین است نسبت به سایر متخصصین در این زمینه
اعلم : کسی که بر مسائل روز اگاه تر است نسبت به سایرین
ولی فقیه باید اعلم باشد یعنی نسبت به سایرین به مسائل روز اشراف بیشتری داشته و از آگاهی بیشتری برخوردار باشد . تا در تصمیم گیری ها و صدور فرامین مربوطه دقیق تر عمل کند . همچنین برای حکم به احکام ثانویه
..............................................
نظر فقیهان دینی ( متخصصین این امر ) درباره ولایت امام خامنه ای :
آیت الله بهجت :
سال 68 برخی افراد به آقای بهجت گفتند آقای خامنهای برای رهبر شدن جوان است. ایشان در پاسخ این افراد، فرمودند: همان یک بار که گفتند علی(ع) جوان است، برای هفت پشتمان کافیست.
علامه فضل الله :
بنده یکی از ویژگیهای مهم حضرت آيتالله خامنهای را به روز بودن و درک پویای ایشان از امور میدانم ..... یکی از ویژگی های آیت الله خامنه ای این است که مرجعی آشنا با پیچیدگی های محیط اجتماعی هستند و مدل برخورد ایشان با مسائل اجتماعی برای همه علمای مسلمان و مصلحان دینی الگو است
آیت الله مصباح یزدی :
بنده برای هر مسئلهای سوگند نمیخورم، ولی با این حال؛ به خدا قسم، من نعمتی به عظمت نعمت وجودی مقام معظم رهبری در میان خود ندیدهام ......تقوا، روشنبینی، بزرگواری، دوراندیشی، حکمت و...، از جمله صفاتی است که خداوند همه را یکجا در وجود مقام معظم رهبری قرار داده است
شهید بهشتی :
دكتر سيد محمد بهشتي در سالهاي پيش از انقلاب ضمن تمجيد از شخصيت حضرت آيتالله خامنهاي پيش بيني كرده بود كه در آينده ايشان يكي از علماي موجه ملي و با نفوذ كشور خواهند شد
علامه بهلول :
در بین مردم به زهد معروفم ولی زهد آقای خامنه ای (مقام معظم رهبری) بیشتر از من است چرا که من چیزی ندارم و زهد می ورزم ولی آیت الله خامنه ای در مقامی هستند که می توانند داشته باشند و زهد می ورزند
آیت الله حسن زاده املی :
رهبر عظیم الشانتان را دوست بدارید . عالمی ، عادلی ، رهبری ، مومنی ، موحدی ، سیاسی ، دلداری ، رهبری ، انسانی ربانی ، پاک ، منزه که دنیا شکارش نکرده من جایی ( سراغ ) ندارم .... خدایا به حق پیغمبر و آل پیغمبر سایه این بزرگمرد ، این رهبر اصیل اسلامی ، حضرت ایت الله معظم خامنه ای را مستدام بدار . الهی امین . الهی امین . الهی امین . بعدد کلماتت امین
از آنجایی که خدا بر تمامی مخلوقات ولایت* دارد ٬ ولایتی خاص نیز از جانب او شامل حال انسان می شود .
یک نوع از ولایت خدا به صورت مستقیم بر انسان نزول می یابد که نجات یافتگی انسان از امور مضر برای او ٬ و پاره ای دیگر قرار گرفتنش در مسیر حرکت متعالی است که به واسطه حکمت خدا یا رحمتش و جوابیه در قبال رفتار های انسان در زمان حیات او شامل حالش می شود .
قسم دوم ولایت خدا با واسطه و از طریق پیامبر و در مرحله بعد ٬ توسط امام انجام می گیرد .
از آنجایی که عدالت خدا امری قطعی و قطع نشدنی است ٬ پس شرع و هم عقل سلیم معتقد است در زمان غیبت و کوتاهی دست شخص از حضور بی واسطه با امام ٬ ولایت مطلقه فقیه به عنوان جانشین امام معصوم در زمان غیبت معنا پیدا می کند .
وضعیت عدم تبعیت از ولایت مطلقه فقیه ؟
چون ولایت پیامبر و بعد از آن ولایت امام معصوم در راستای ولایت الله است و از طرفی ولایت مطلقه فقیه نیز ادامه و جانشینی بر ولایت امام در زمان غیبت ٬ از این رو کسی که ولایت مطلقه فقیه را نپذیرد ولایت الله را زیر سوال برده و تا حد شر ک به خدا پیش رفته است . در حدیثی از امام صادق (ع) نیز نقل شده که " اگر شخص علم به ولایت داشته باشد و آن را زیر سوال ببرد مقام او در حد شرک به خداست **"
ولایت فقیه ضد دیکتاوری است و برای آزادی انسان ها می باشد ؟
فقیه وسیله جاری سازی امور الهی در جامعه اسلامی است ٬ از این جهت که " الفقها امنا الرسول ( فقها امانت دار پیامبرند ) " و امانت پیامبر همان شریعت الله است که در زمان ایشان به دست خودشان بر مردم نزول می یافت . پس فقیه در این زمان نیز مطابق با احادیث و روایات به جاماده امانت دار میراث پیامبر یعنی شریعت است و شخص فقیه مجری امور الهی در زمین محسوب می گردد .
از طرفی دیکتاتور کسی است که از روی مصالح شخصی و در نظر گرفتن منافع فردی اقدام به صدور حکم می کند حال آن که ولی فقیه کسی است که مجری حدود الهی است پس نمی تواند از خود حکم بدهد از طرفی مطلقه است یعنی قابل اطلاق است تنها در چهارچوب شریعت . از این رو ولی فقیه هیچ صدور حکمی از سر منفعت و مصلحت شخصی ندارد پس فقط در چهارچوب شریعت و حدود الهی قدم برمی دارد و حکم صادر می کند از این رو ولایت مطلقه فقیه هیچ سنخیتی با دیکتاتوری ندارد .
اصلا چرا ولی فقیه ؟ چرا منتظر ظهور نمانیم ؟ چرا این مدت در زمان غیبت بدون رهبر نباشیم تا خود حضرت ظهور کنند ؟
عقل سلیم می گوید هیچ امتی بدون رهبر نمی تواند زندگی کند . دین مبین اسلام نیز بر این سخن شدیدا استوار است که حتی بین دو نفر ( زن و شوهر ) نیز برای جلوگیری از هرج و مرج و بروز اختلاف یک نفر را به عنوان مدیر کلی تعیین میکند ( مرد ) " مدیریت مرد به معنی کمتر بودن طرف مقابل نیست بلکه هدف دوری از هرج و مرج است و از ان جهت مرد انتخاب می گردد که احساسات کمتر از زن بر او غالب می شود " از این رو کاملا طبیعی است که در جامعه نیز به وجود شخصی برای رهبری جامعه نیازمند باشیم پس چه بهتر که رهبر جامعه اسلامی فقیه باشد تا در جامعه ای که مردم آن مسلمانند جکومت اسلامی بر پا کرده و خارج از دیکتاتوری و بر طبق منافع اسلامی و شریعت الهی به مدیریت مشغول باشد .
نعمت ولایت
۱)میدانیم که هر آن کس و یا هر آنچه واسطه ای باشد تا از جانب خدا خیری به ما برساند نعمت محسوب میگردد .
۲)طبق آنچه در بحث های گذشته گفته شد خدا به واسطه ولی فقیه٬هدایت را شامل حال ما گردانده .
۳)هدایت بزرگترین نعمت خدا برای انسان است
نتیجه : ولایت ولی فقیه ٬ در باطن نعمت است . چرا که واسطه ایست از جانب خدا که از طریق او نعمت هدایت شامل حالمان میشود . و ما با تبعیت از دستورات ولی فقیه که همان شریعت به ارث رسیده از پیامبر و امام معصوم است در واقع در صراط مستقیم گام برمیداریم .
ولی فقیه نعمت به حساب می آید . نعمتی که خداوند برایمان قرار داده تا از گمراهی در عصر غیبت در امان باشیم .
فلسفه زندگی ما : انا لله و انا الیه راجعون
بهترین راه بازگشت ما به سمت خدا همان راهی است که خود او برایمان تعیین کرده یعنی دین یا همان شریعت که به واسطه پیامبر و بعد از آن امام معصوم به ما میرساند .پس فلسفه نبوت و امامت نیز بر مبنای همان انا لله و انا الیه راجعون میباشد . از طرفی طبق آنچه در بحث های گذشته مطرح کردیم ولی فقیه در عصر غیبت جانشین و وارث پیامبر و امام است و ارث به جا مانده از نبی و امام چیزی جز همین شریعت نیست . پس برای آنکه بدانیم در راهی که مطلوب خداست و در انتها ما را به او میرساند قدم برمیداریم نیازمند تبعیت از ولی فقیه میباشیم .
ولی فقیه بر قانون اساسی ٬ در قانون شریعت
طبق آنچه در قوانین راهنمایی و رانندگی ذکر شده تابلوها و چراغ های راهنمایی و رانندگی تعیین کننده مسیر صحیح برای حرکت یک راننده محسوب میگردد و تخلف از آنها جرم محسوب شده و راننده مجازات میشود. اما با وجود چراغ و تابلوی راهنمایی ٬ دستور افسر بر چراغ و تابلوها مقدم است . چرا که افسر که علم کامل به مجموعه قوانین راهنمایی و رانندگی دارد و در ثانی از بیرون بر حرکات نظارت میکند بعضی اوقات مجبور است بنا بر مصلحت اشخاص دستور قانونی دیگری برای راننده بدهد حتی مخالف با آنچه که در آن موقع چراغ راهنما به آن دستور میدهد . دستورات صادره از افسر تنها در محدوده قوانین راهنمایی و رانندگی قابل قبول است . ولی فقیه نیز جایگاهی همچون افسر راهنمایی و رانندگی دارد . و قانون اساسی هم به مانند همان چراغ و تابلوهای راهنمایی و رانندگی است . ولی فقیه نیز میتواند در بعضی امور و از طریق در نظر گرفتن مصلحت مسلمین و جامعه اسلامی حکمی خارج از قانون اساسی بدهد . اما ذکر این نکته لازم است که این گونه حکم های صادره از طرف ولی فقیه تنها وقتی که در چهارچوب شریعت باشد قابل قبول است . بنا بر آنچه در بحث های پیشین گذشت از شرایط ولی فقیه اجتهاد و فقاهت است یعنی تسلط بر تمامی امور و احکام الهی و سیره معصومین . از این رو حکمی که ولی فقیه خارج از قانون اساسی صادر میکند چون با علم بر شریعت است قابل قبول و لازم الاجراست . از این روست که میگوییم ولی فقیه بر قانون اساسی و در قانون شریعت است و تبعیت از او واجب
منبع:وبلاگ یک فنجان فکر
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 19:39 توسط زائر پیاده
|